آن شب پاییزی

متن مرتبط با «شدیم» در سایت آن شب پاییزی نوشته شده است

شهر به شهر , کیلومتر به کیلومتر دور شدیم از هم

  • نیلوبلاگ

    هنوز سیر نشده بودم ازت که ساعت تند تند جلو میرفت هر بار که ساعتو میپرسیدم محکم تر بغلت میکردم بیشتر ساکت میشدم قلبم میگرفت و ساعت همچنان بدو بدو میکرد که تورو از بغلم جدا کنه ایندفعه ساعت عجله داشت نه ما :( سخت بود برام که جلو چشام وسایلاتو جمع میکردی آماده میشدی که بری خیلی خودمو کنترل کردم بغضم میگرفت چشام پر میشد یهو یه چیزی میگفتی حواسم پرت میشد...فکر کنم حس کرده بودی حالمو اون لحظه ...

    ادامه مطلب
  • شهر به شهر , کیلومتر به کیلومتر دور شدیم از هم

  • نیلوبلاگ

    هنوز سیر نشده بودم ازت که ساعت تند تند جلو میرفتهر بار که ساعتو میپرسیدم محکم تر بغلت میکردم بیشتر ساکت میشدم قلبم میگرفت و ساعت همچنان بدو بدو میکرد که تورو از بغلم جدا کنه ایندفعه ساعت عجله داشت نه ما :( سخت بود برام که جلو چشام وسایلاتو جمع میکردی آماده میشدی که بری خیلی خودمو کنترل کردم بغضم میگرفت چشام پر میشد یهو یه چیزی میگفتی حواسم پرت میشد...فکر کنم حس کرده بودی حالمو اون لحظه دلم ن...

    ادامه مطلب