خرید بک لینک
چقد دلتنگ شدم

همش داشتم بغضمو قورت میدادم

اما نشد ، نتونستم ... مچمو گرفتی

دلم خیلی برا گرمای آغوشت تنگ شد

برا نقطه به نقطه ی تنت ...

من توو اون بغل جون دادم ، آروم شدم ، عشق بازی ها کردم

پس حق داشتم وقتی میدیدم و دستم نمیرسید حسرتبخورم ...

شاید عشق همین حس و حال ِ امشب من بود

شاید هم عشق همین خواستن ِ بدون شهوت ِ آغوشت باشه ...

ببخش که گریه کردم

خیلی دلتنگ بودم ، خیلی میخواستمت

تو با آغوشت رژه میرفتی و من اینجا حسرتم بیشتر وبیشتر میشد

نتونستم تحمل کنم .... زورم اومد این همه حسرت و فاصله...

گریه های امشبم رو بذار پای دلتنگی های چند ماهه

باشه جان ؟؟؟

عاشقتم یکی یکدونم :)

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: يکشنبه 5 دی 1395 ساعت: 7:34

صفحه بندی