خرید بک لینک
چقد دلم میگیره موقع خدافظی ، وقتی که میدونم مسافرم فردا صبح میره

وفتی بعد سه روز کنار هم بودن قراره برگردی و باز دوری و دلتنگی ...

به قول خودت دیگه دور موندن بسمونه

دیگه نمیتونیم که بمونیم ... طاقتمون کم شده

دیگه وقتشه که اتفاق خوبه رقم بخوره ... خیلی وقته منتظریم

خدایا حواست باشه ایندفعه دیگه حواست باشه ...

پسرک دوس داشتنی من نمیدونم که چیکار کردی

ولی من حس عجیبی دارم ... انگار روز های اوله عاشق شدنمه

همونقد ذوق و شوق .. تپش های تند تند قلبم .. فکر و خیال های قشنگ

این سه روزی که بودی یه اتفاقی افتاده که من عجیب عاشقت شدم

دیگه واقعا واقعا وابستگی ای وجود نداره ... دیگه عشقه

خالصه خالص بدون وابستگی و عادت

همین رو میخواستم ... همین رو میخواستی

میدونی اونقد عاشقت شدم که دوس دارم پیش همه جار بزنم

اصلا خیلی حس عجیبی دارم نمیتونم کامل توصیفش کنم :))

شاید هم نگاه های امروزت مستم کرده

ای جان چه نگاه هایی بود با اون چشم های معصوم و دوس داشتنی

تمام خوشبختی و آرامشم رو توو اون نگاه ها میدیدم

تمام عشق و دوست داشتنت رو امروز دیدم ...

همون نگاه ها ، همون چشم ها عاشق ترم کرد

من فدا اون چشات بشم که همه ی زندگی منه ...

مرسی که اومدی عشق جانم

مرسی که دوباره عاشقم کردی

آره من اینبار دوباره عاشقت شدم ... از اول

انگار که تا حالا همچین چیزی تجربه نکرده بودم ...

مرسی بابت این حس خوب عاشقی

دوست دارم یکی یکدونم ...

روز های خوبمون توو راهه ... چند قدم مونده .. میرسیم :)

صبح قراره راه بیوفتی

به خدا میسپارمت عشقم ... خدا پشت و پناهت باشه

تا دیدار بعدی منتظرت میمونم

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 23:02

صفحه بندی