
من که میدونستم تو پسرک مهربون منی میدونستم دلت نمیاد میدونستم :) تا آخرش کنارتم تا ابد کنار همیم جان جان ......
ادامه مطلب
میشه بگی دقیقا چی داری که من هر وقت میبینمت بیشتر عاشقت میشم ؟اون چشم های بادومی چی داره که هر بار میبینمشون عاشق تر میشم ؟ اون خنده ها چی داره که هر دفعه دیوونم میکنه ؟ آخه مگه میشه یه آدم هر دفعه که میاد بیشتر از قبل دلتو ببره انگار هر بار یه تیکه از وجودت رو میکَنه و میبره ... نکن جانم نکن این کارارو قلب من خیلی ضعیفه هاااااااا هر بار که نمیشه اینجوری دلبری کرد اینجوری عاشق کرد که گناه دارم خب جان دل :)) امروز انگار از نو عاشقت شدم ذوق و شوق روز های اول عاشقی رو دارم انگار که اولین باره دیدمت :) دوس دارم همیشه اینو بگم مررررررسی که اومدی مررررررررررسی که هستی جان جان دوست دارم ^____^* و ببخش که امروز صبح یک عدد دختر غر غرو شده بودم اون غر غروئه من نبودماااا شیطون رفته بود توو جلدم :))))...
ادامه مطلب
هر بار که تصویری حرف میزنیم هر بار که تصویرتو میبینم بیشتر دلتنگ میشمخیلی بیشتتتتتتر ... جای خالیت بیشتر جلو چشام رژه میره نبودنت رو بیشتر حس میکنم ... دلم میخواد از صفحه گوشی بکشمت بیرون و یه دل سیر بغلت کنم ... هی زل میزنم به گوشی هی نگات میکنم هی ذوق میکنم توو دلم کلی قربون صدقه ی چشات میرم حرف نمیزنم فقط نگات میکنم که شاید سیر شم اما نمیشم ... انگار که عطشم بیشتر میشه :( هوووووم :( دلم بدجوری تنگ شد برات پسرک چش بادومی ِ من ... ...
ادامه مطلب
آخه داریم مردی از تو خوب تر و مهربون تر ؟؟؟ جز من کی همچین عشق جانی داره آخه ؟؟؟ من قربونت برم که اینقد خوبی اینقد خوشحالم کردی مرسی که بهترین مرداد زندگیم رو برام ساختی دیروز حسابی ذوق زده و شرمنده شدم از بودنت از مهربونیات از کادوهای خوشگلی که برام خریده بوده ^____^* از همه بیشتر برا یهویی اومدنت ذوق مرگ شدم دلم میخواست جلو همه جیغ بزنم از خوشحالی :)) حسابی سورپرایز شدم مرسی جان دلم که همیشه...
ادامه مطلب
آخه داریم مردی از تو خوب تر و مهربون تر ؟؟؟جز من کی همچین عشق جانی داره آخه ؟؟؟ من قربونت برم که اینقد خوبی اینقد خوشحالم کردی مرسی که بهترین مرداد زندگیم رو برام ساختی دیروز حسابی ذوق زده و شرمنده شدم از بودنت از مهربونیات از کادوهای خوشگلی که برام خریده بوده ^____^* از همه بیشتر برا یهویی اومدنت ذوق مرگ شدم دلم میخواست جلو همه جیغ بزنم از خوشحالی :)) حسابی سورپرایز شدم مرسی جان دلم که همیشه خ...
ادامه مطلب
هیچوقت هیشکی نمیفهمه من چه مرگمههمه توو ذهنشون یه دختر بی عار و بیخیال تصور میکنن چون همیشه حالم خوب بوده چون همیشه سعی کردم بخندم حتی توو اوج غصه ها وفشار ها چون هیچوقت دلم نیومده جان هامو ناراحت کنم همیشه ریختم توو دلم ، قایمشون کردم ، صدامو در نیاوردم به آدما که رسیدم بجا گلایه و زار زدن خن...
ادامه مطلب
یعنی من هر وقت گلایه کردم توو دهنی خوردم :))دیشب اون همه غصه اونقد گریه داغونهداغون بودم وهمونقد خسته ... اما امروز ظهر جوابمو گرفتم و شرمنده شدم چون تو خیلی حواست بوده خیلی برات مهم بوده کهامروز اومدی اومدی چون تو هم دلت طاقت نیاورد ، تو هم دلتنگ بودی مرسی که اومدی یکی یکدونم حالم خوبه خوب ش...
ادامه مطلب
تازه دارم میفهمم وقتایی که کلی عکس از خودم میفرستادمچرا هی میگفتی دلم تنگ شد ... و کلی قربون صدقم میرفتی من امشب حستو فهمیدم و بهت حق میدم ... یکی دو روزه بیشتر از همیشه عکس میفرستی و من امشب دیگه طاقتم طاق شده و عجیب دلتنگ شدم هر لحظه که گوشی دست میگیرم اولین کار میرم گالری عکساتو ببینم رو تک ...
ادامه مطلب
میدونی جان هر چی هم که بشه ... تو هرچقد هم که بی حوصله باشی هرچقد هم که حال نداشته باشی ... حتی پشت تلفن هم حرفی نزنی و سکوت کنی هر چقد هم که ناراحت باشی باز من دووووووست دارم ... عاااااشقتم بیشتر از روزای قبل هر چی هم که بشه تو باز یکی یکدونه ی منی پسرک منی ... انگور منی .... عشق همیشگی منی هر چی که بشه خب ؟؟؟؟ همیشه اینا یادت باشه ... من همیشه از همون روزای اول بهت گفتم که تا آخرش هستم هر چی که بشه پا به پات میام و تنهات نمیذارم همیشه پای حرفم میمونم جان دلم .... من حتی بی حوصلگی ها و اخماتم قد خنده هات دوس دارم همیشه که قرار نیست حالت خوب باشه و بگی ...
ادامه مطلب
امان از شب هایی که خودت اینجایی و یه تیکه ای از وجودت جایی دیگه .... جسمت توو رختخواب باشه و قلب و فکر و روحت یه جای خیلی دور :( نمیتونم بخوابم نگرانم نگران تو نمیتونم آرومت کنم ، نمیتونم خوبت کنم نمیتوووووونم و این عذابم میده .... از خدا دلگیرم خیلی دلگیر .... من باهاش حرف ها زدم ، ازش قول ها گرفتم اما حواسش نیست .......
ادامه مطلب
حالم خیلی بده دلم شدید تورو میخواد و تا صداتو نشنوم تا باهام حرف نزنی آروم نمیگیرم لعنت به من :( لعنت به من که این همه ضعف دارم لعنت به من که هیچوقت نتونستم خودمو کنترل کنم لعنت به من که همیشه گند زدم به اعصاب و حوصلت ...گند زدم به حال خودم میدونی منِ لعنتی همیشه از رو دوس داشتنِ که عصبانیت میکنم همیشه برا اثبات دوست داشتنمه که همه کاری میکنم برا نشون دادن عشقم ... منِ لعنتی وقتی کم آوردم وقتی نتونستم تحمل کنم گریه کردم اشک های من اشک تمساح نبوده و نیست فقط از رو ضعف و احساسه از رو دوس داشتنه ... از رو تحمل نداشتن دل لامصبمه فقط نمیدونم چرا همیشه گند م...
ادامه مطلب
این پست قرار بود بعد از ظهر ثبت شه که دیگه باشگاه داشتم نشد چون من بعد از ظهر که باهات حرف میزدم کلی دلم ضعف رفت ذوق کردم برا تک به تکه حرف هایی که از آینده میزدی برا همه ی برنامه هایی که چیدی .... میدونی بیشتر دلم برا چی ضعف رفت ؟؟؟؟ هوووم وقتی داشتی از بچه هامونم حرف میزدی و برنامه میریختی برنامه های مخصوصه پدر و پسری منم که حسووود داشتم جز جز میکردم :)) هووووم که میخوای با پسرت هر روز فیلم ببینی و نقد کنین ؟؟؟ که میخوای هر روز با پسرت گیم بازی کنی ؟؟؟ هااااا ؟؟؟؟؟ منم که بوقم اینجا :| پسرای بد :( اگه من گذاشتم شما دوتا تنها تنها فیلم بیینید و بازی کنی...
ادامه مطلب
نصفه شبه شدید خستم یعنی داغوووونا ولی خوابم نبرده هنوز حالا نمیدونم چرا من استرس سخنرانی گرفتم :))) اونقد که تو امروز درگیر سخنرانی فردا بودی منم استرس گرفتم قربونت برم که از سر شب همه چی رو آماده و مرتب کردی برا سخنرانی فردا هوووم چقد احساس غرور داره پسرم قراره فردا سخنرانی کنه قربونش برم من ... پسرک مهندس و جذاب و سخنران من ^____^* چقد هم استرس داشتی الهی ... ولی استرس نمیخواد که من مطمئنم که خیلی هم خوب و مسلط سخنرانی میکنی و همه میبینن چقد باسوادی و کلاست بالاست اصلا مگه اونجا همچین مهندسی به خودش دیده ؟؟؟ نوووچ نوووووچ ندییییییده الانم میدون...
ادامه مطلب
سلام عشقم فکر کنم عادت کردم شبا قبل خواب بیام اینجا یه چی بنویسم بعد بخوابم دوس داشتم امروز رو ثبت کنم اینجا ... مثلا ظهر که برات عکس یه لباس عروس فرستادم بعدش حرفایی که زدیم تو گفتی دلت گرفت ... من اینور خودم داشتم گریه میکردم نمیدونم چرا یهو قلبم گرفت ... یه لحظه فکر کردم هیچوقت به آرزوهایی که با تو دارم نخواهم رسید بخوام راستشو بگم احساس کردم تو هیچوقت منو برا آیندت انتخاب نخواهی کرد :( من هیچوقت زنِ خونه و زندگی ِ تو نخواهم شد :( قلبم گرفت بغض کردم :( ته دلم میدونم که تو اینجوری نیستی و اینجوری هم فکر نمیکنی میدونم و میبینم که تو چقد برا آینده ای که قر...
ادامه مطلب
امروز از صبح پریشون بودم پیام میدادم ، زنگ میزدم .... جواب نمیدادی دلشوره میگرفتم ... منتظر میموندم تا بلاخره بعد از ظهر حرف زدیم ... جوابمو دادی اما اگه بخوام راستشو بگم از یه حرفت دلم شکست ... بیشتر بغضم گرفت نمیدونم ولی یه لحظه احساس کردم منم توو زندگیت به اندازه ی همون کفشی هستم که پاتو بزنه دیگه نمیپوشیش :( مطمئنم که منظورت این نبوده و فقط میخواستی بفهمونی که اگه یه روزی به هر دلیلی احساس کنیم به درد هم نمیخوریم باید جدا شیم میدونم فقط میخوای این همه وابستگی منو کم کنی که یه وقتضربه ای نخورم اما واقعا اون حرف قلبمو شکوند ... خیلی غمگین بودم...
ادامه مطلب
هووووم چرا من فکر میکردم خیلی خیلی وقته اینجارو نمیخونی ؟ بعد امشب که گفتم بهت ضایع شدم چووون عشق من میاد اینجارومیخونه خیلی هم بی خبر اصلا همینجور بی خبر خوندناتم دووووس دارم آقا خیلی دوس دارم این همه ارزشی که میذاری ... اینکه برات مهمه من چی مینویسم حس خوبی داره ... حس خوبی که اسمش عشقه عششششق بیشتر انگیزه میگیرم که برات بنویسم مطمئن باش من همیشه همه ی حرفامو اینجا برات مینویسم همیشه این وبلاگ هست ... امشب قبل خوابیدنت چققققد قربون صدقم رفتی چقد ناز نوزم کردی و من هی مثل گربه ها بیشتر تر لوس شدم دووووووووس دارم وقتی قربون صدقم میری ....
ادامه مطلب
دیروز ظهر وعده ی دیدارمون رسید وقتی از دور دیدمت کلی ذوق داشتم بعد ماه ها بلاخره میدیدمت چقد هم تو جذاب و خوشتیپ شدی قند توو دلم آب شد وقتی دیدمت تازه فهمیدم چقد دلتنگت بودم و چقد زمان گذشته از آخرین دیدارمون تازه بیشتر تر به عمق فاجعه پی بردم :)) دیروزم که من رو مود شیطنت بودم و موقع ناهار خوردن کلی شیطونی کردم دقیقا من مثل یه بچه ی تخسه شیطون بودم و تو هم در نقش بابایی صبور بعدش هم دست توو دست خیابونارو قدم زدیم و هی من نگات میکردم و میگفتم دلم برات یه ذره شده بود هی تو نگام میکردی ومیگفتی دلت برام یه ذره شده بود اوووووف عجب خرید هایی هم کرده بو...
ادامه مطلب