
هر بار که تصویری حرف میزنیم هر بار که تصویرتو میبینم بیشتر دلتنگ میشمخیلی بیشتتتتتتر ... جای خالیت بیشتر جلو چشام رژه میره نبودنت رو بیشتر حس میکنم ... دلم میخواد از صفحه گوشی بکشمت بیرون و یه دل سیر بغلت کنم ... هی زل میزنم به گوشی هی نگات میکنم هی ذوق میکنم توو دلم کلی قربون صدقه ی چشات میرم حرف نمیزنم فقط نگات میکنم که شاید سیر شم اما نمیشم ... انگار که عطشم بیشتر میشه :( هوووووم :( دلم بدجوری تنگ شد برات پسرک چش بادومی ِ من ... ...
ادامه مطلب
من دلم برا نصف شب تلفنی حرف زدنامون تنگ شده :( این روزا اونقد درگیر کاری اونقد خسته میشی اونقد وقت کم میاری که فرصت خیلی چیزا نمیشه ... پسرک زحمتکش من :( ...
ادامه مطلب
چقد شدید به بودنت نیاز دارم چی میشد الان کنارم بودی توو یه رختخواب بغلم میکردی شونه هامو ماساژ میدادی تا همه ی گرفتگی های عضلاتم رفع میشد یا وقتی که به زور خودمو از رختخواب میکشم بیرون دستمو میگرفتی و کمکم میکردی یا با دستای مردونت موهامو شونه میکردی و مرتب میشد ... چی میشد کنارم بودی سرمو میذاشتم رو شونه هات از دردام میگفتم و تو نوازشم میکردی تا وقتی که آروم شم چی میشد تو بودی و ساعت به ساعت آبمی...
ادامه مطلب
دلم توجه میخواد ناز و نوازش میخواد شدیدا نیاز دارم بهشون اما ... :( چرا این روزا اینقد نیستی ؟؟؟...
ادامه مطلب
خیلی وقت بودا اینجا چیزی نمینوشتم اصلا حس نوشتن نداشتم از اون روز تا الان جز دلتنگی هام چیز دیگه ای برا نوشتن نداشتم ولی امشب دیگه نتونستم دلتنگی هامو بریزم توو دلم :( هر دفعه ای که تصویری باهات حرف میزنم هر بار که صورتتو میبینم .. چشای بادومیتو ... خنده های خوشمزتو بدتر دلتنگ میشم ... بیشتر دلم میگیره :( چقد دورم ازت :(( کاش زودتر بتونم بیام ببینمت ... بیام یه دل سیر باهم باشیم توو یه شهر ...
ادامه مطلب
امروز از وقتی بیدار شدم بی حوصله و وحشیم مثلا الان سرم از درد منفجر میشه و یه ساعت بیشتره که تلاش میکنم بخوابم ولی هنوز خوابم نبرده و کلافم ... کل امروز رو فقط وقتی پیش خیاط بودم و لباسمو پرو کردم حالم خوب بود ... اتفاق خاصی نیوفتاده ها کاملا بی دلیل اینجوریم شدیییییییییییدا لوس شدم .... دلم توجه میخواد ... غر زدن میخواد تو هم که امشب کاملا به من بی توجه بودی و بدتر شدم :( از وقتی رفتی تهر...
ادامه مطلب
خیلی وقت بودا اینجا چیزی نمینوشتماصلا حس نوشتن نداشتم از اون روز تا الان جز دلتنگی هام چیز دیگه ای برا نوشتن نداشتم ولی امشب دیگه نتونستم دلتنگی هامو بریزم توو دلم :( هر دفعه ای که تصویری باهات حرف میزنم هر بار که صورتتو میبینم .. چشای بادومیتو ... خنده های خوشمزتو بدتر دلتنگ میشم ... بیشتر دلم میگیره :( چقد دورم ازت :(( کاش زودتر بتونم بیام ببینمت ... بیام یه دل سیر باهم باشیم توو یه شهر دیگه...
ادامه مطلب
امروز از وقتی بیدار شدم بی حوصله و وحشیممثلا الان سرم از درد منفجر میشه و یه ساعت بیشتره که تلاش میکنم بخوابم ولی هنوز خوابم نبرده و کلافم ... کل امروز رو فقط وقتی پیش خیاط بودم و لباسمو پرو کردم حالم خوب بود ... اتفاق خاصی نیوفتاده ها کاملا بی دلیل اینجوریم شدیییییییییییدا لوس شدم .... دلم توجه میخواد ... غر زدن میخواد تو هم که امشب کاملا به من بی توجه بودی و بدتر شدم :( از وقتی رفتی تهران...
ادامه مطلب
ته دلم آشوبهیه چیزی هست و من نمیدونم کاملا معلومه وگرنه بی دلیل چرا باید این همه استرس داشته باشی؟ که امشب از استرس قلبت درد بگیره :( خیلی کلافم مثل گنجشکی که پرش شکسته بی تاب و بی قرارم اگه میتونستما همین الان راه میوفتادم میومدم پیشت اما نمیتونم .... نمیتونم .... نمیتونم :(( همه ی فکر و ذهن و ...
ادامه مطلب
هوووم چقد ضایع شدم دیروز :(منتظر بودم برا سومین روز متوالی ببینمت ولی نشد مجبور شدی برگردی ولی همون دو روز بودنت هم کافی بود برام حالمو خوب کرد تازه کلی هم شرمندت شدم ایندفعه ... ایشالا بتونم جبران کنم آقا مرسی که به موقع اومدی مرسی که همیشه حواست هست و مرسی بابت انگشتر قشنگم خیلی دوسش دارم ^___^* ایشالا ماه بعد ببینمت عشق جانم :) ...
ادامه مطلب
تازه دارم میفهمم وقتایی که کلی عکس از خودم میفرستادمچرا هی میگفتی دلم تنگ شد ... و کلی قربون صدقم میرفتی من امشب حستو فهمیدم و بهت حق میدم ... یکی دو روزه بیشتر از همیشه عکس میفرستی و من امشب دیگه طاقتم طاق شده و عجیب دلتنگ شدم هر لحظه که گوشی دست میگیرم اولین کار میرم گالری عکساتو ببینم رو تک ...
ادامه مطلب
خیلی دلم تنگه ... خیلی :( قلبم داره منفجر میشه از دلتتگی اونقد دلتنگم که بهونه گیر شدم دلم خوش بود که میبینمت اما قسمت نشد از شانس بد ِ من آنفولانزا گرفتی و نشد که بیینمت درسته خودم خواستم نیایی ، راضی نبودم با اون حالت بیای اما الان دلِ من این چیزا حالیش نیست سخت دلتنگِ و غمگین :( کاش چشامو میبستم و میرفتم توو آغوشت ، حست میکردم نفس های گرمت میخورد به گوشم و آروم میشدم کاش یه دل سیر به خوابم بیای شاید به همین هم راضی شدم :(...
ادامه مطلب
من امشب سخت دلتنگم هیچ شبی اینجوری نبودم هیچوقت ... حتی یه لحظه دلم خواست جای پیشی بودم :( متنفرم از دلتنگی و دور بودن و ندیدن ها متنفرم متنفر .... :( دلم تورو میخواد :(...
ادامه مطلب
امان از شب هایی که خودت اینجایی و یه تیکه ای از وجودت جایی دیگه .... جسمت توو رختخواب باشه و قلب و فکر و روحت یه جای خیلی دور :( نمیتونم بخوابم نگرانم نگران تو نمیتونم آرومت کنم ، نمیتونم خوبت کنم نمیتوووووونم و این عذابم میده .... از خدا دلگیرم خیلی دلگیر .... من باهاش حرف ها زدم ، ازش قول ها گرفتم اما حواسش نیست .......
ادامه مطلب
این پست قرار بود بعد از ظهر ثبت شه که دیگه باشگاه داشتم نشد چون من بعد از ظهر که باهات حرف میزدم کلی دلم ضعف رفت ذوق کردم برا تک به تکه حرف هایی که از آینده میزدی برا همه ی برنامه هایی که چیدی .... میدونی بیشتر دلم برا چی ضعف رفت ؟؟؟؟ هوووم وقتی داشتی از بچه هامونم حرف میزدی و برنامه میریختی برنامه های مخصوصه پدر و پسری منم که حسووود داشتم جز جز میکردم :)) هووووم که میخوای با پسرت هر روز فیلم ببینی و نقد کنین ؟؟؟ که میخوای هر روز با پسرت گیم بازی کنی ؟؟؟ هااااا ؟؟؟؟؟ منم که بوقم اینجا :| پسرای بد :( اگه من گذاشتم شما دوتا تنها تنها فیلم بیینید و بازی کنی...
ادامه مطلب
نصفه شبه شدید خستم یعنی داغوووونا ولی خوابم نبرده هنوز حالا نمیدونم چرا من استرس سخنرانی گرفتم :))) اونقد که تو امروز درگیر سخنرانی فردا بودی منم استرس گرفتم قربونت برم که از سر شب همه چی رو آماده و مرتب کردی برا سخنرانی فردا هوووم چقد احساس غرور داره پسرم قراره فردا سخنرانی کنه قربونش برم من ... پسرک مهندس و جذاب و سخنران من ^____^* چقد هم استرس داشتی الهی ... ولی استرس نمیخواد که من مطمئنم که خیلی هم خوب و مسلط سخنرانی میکنی و همه میبینن چقد باسوادی و کلاست بالاست اصلا مگه اونجا همچین مهندسی به خودش دیده ؟؟؟ نوووچ نوووووچ ندییییییده الانم میدون...
ادامه مطلب
امروز و امشبم رو دوس دارم حالم خوبه ... بیشتر تر از روزهای قبل دوست دارم مخصوصا که اون شکلکه رو میفرستی بیشتر عاااشقت میشم همون جمله ی "مال خودمه" توو شکلک دیوونم میکنه تو هم خوب بلدیا دلمو ببری پسرک دلبر :) خدارو شکر ......
ادامه مطلب
میخواستم بخوابم اما شدییییید دلتنگت شدم هواتو کردم ، هوای بودنت رو ، هوای آغوشت رو ، دست های گرمت رو دلم برا خیلی چیزا تنگ شده .... دلم برا روز های زمستونیِ پارسال تنگ شده همون روز های سردی که صبح به بهونه دانشگاه میومدم پیشت همیشه پشت در منتظرم بودی تا من بیام و بپرم بغلت چقد دوس داشتم چشم های خوابالوی پف پفیِ اول صبحت رو چقد خوب بود وقتی بغلم میکردی و من یه ریز حرف میزدم یه بند ورجه وورجه میکردم و تو فقط نگام میکردی ، دست میکشیدی به موهام یادته چقد سعی میکردی ببوسی منو و منم شیطنتم گل میکرد و نمیذاشتم تا اینکه خیلی یهویی لباتو میذاشتی رو...
ادامه مطلب
کم کم میشه اومدن پاییز رو حس کرد هوای خنک ، بارونی که دیروز خیس کرد شهر رو ، تک و توک برگ های خشک شده من که دیروز عصر حسابی حالم خوب شد زیر بارون تازه چند تایی هم برگ خشک زیر پاهام افتاده بود و قشنگ پاییز رو لمس کردم .... خیلی هم دلتنگ شدم میدونی یاد روزی افتادم که اولین بار باهم رفتیم بیرون یه روزِ بارونیِ مهر ماهی دست توو دست هم قدم به قدم چقد ذوق داشتم اون روز کنارم راه میرفتی و هی زیر زیرکی نگات میکردم هوای دیروز دقیقا مثل همون روز بود همین باعث شد کلی دلتنگ شم دیشب قول دادی که همین زودی بیای پیشم و من میدونم که همیشه قولت ، قوله ... خوش قول خودمی...
ادامه مطلب
چرا امشب اینقد دلتنگتم یهویی وسط حرفامون عجیبدلم گرفت ... دلتنگ شدم دلم تورو خواست که الان کنارم باشی ...توو همین رختخواب کنارم باشی چقد دیوونه وار دلم میخواد امشب بودی وبغلت میکردم تا صبح توو آغوشت میخوابیدم و با همه ی وجودم احساس خوشبختی میکردم ... پس کی قراره تو همیشه کنارم باشی ؟؟؟ کی قراره شب ها کنار تو ، توو آغوش تو به خواب برم ؟؟؟ تا کی من این همه حسرت و دلتنگی و دور بودن هارو تحمل کنم ؟؟؟ دلم وحشیانه تورو میخواد همین امشب همین الان که یه بند دارم از حسرت و دلتنگی اشک میریزم اما نیستی .... من اینجام و تو یه شهر دیگه :(...
ادامه مطلب